سرویس سیاسی سراج24: شهیدسیدحسنآیت، دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و از اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و یکی از مخالفان سرسخت بنی صدر بود. وی در سال 1359، با رأی بالایی به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد؛ اما بنی صدر با انتشار نوار تحریف شده سخنانش، توطئه ای برای حذف او را طراحی کرد که با شکست روبه رو شد. شهید آیت تا پس از شهادتش خواسته یا ناخواسته در بایکوت خبری قرار داشت تا جایی که شاید پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بسیاری حتی نام ایشان را نیز نشنیده بودند.
*-زندگینامه
شهید سید حسن آیت روز 3 تیر ماه 1317، در شهرستان نجف آباد اصفهان در خانوادهای روحانی و کشاورز متولد شد. او که نوه مرحوم آیت الله سیدعلی نجف آبادی (از ناحیه مادر) بود، هم از طرف مادر و هم از طرف پدر، سید بود. پدر ایشان روحانی بود.
خانواده شهید آیت از ابتدا در نهایت سختی و فقر، بودند و تنها منبع درآمدشان، دسترنج حاصل از کشاورزی بود؛ لذا وی از کودکی در نهایت تنگدستی و محرومیت مادی رشد کرد و با عمق وجود، فقر و تنگدستی را لمس نمود.
شهید آیت از تأثیر گذارترین افراد پس از انقلاب، دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و از اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی بود که نقش مهمی در تصویب برخی اصول از جمله اصول مربوط به ولایت فقیه، شورای نگهبان و آوردن سپاه به عنوان یک نهاد در قانون اساسی به منظور جلوگیری از تکرار انحرافات انقلاب مشروطه داشت.
وی در اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی با رأی بالایی به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و با تأیید اعتبارنامه اش برخلاف توطئه منافقین و دشمنانش نقش مهمی را در مجلس شورای اسلامی ایفا کرد. دکتر آیت در 14 مردادماه 1360 به شهادت رسید. او به عنوان یکی از مخالفان میرحسین موسوی بود که بعد از انتخابات ریاست جمهوی سال 88 حقیقت سخنانش آشکار شد.
*-آغاز مبارزه
شهید آیت از ابتدای جوانی و در دوران دبیرستان، با نحوه مبارزه اسلامی آشنا شد. در سالهای پس از 28 مرداد سال 1332 که از دورانهای بسیار تلخ و پیچیده مبارزه ملت مسلمان ایران بود، شهید آیت در نجف آباد و اصفهان پای به میدان مبارزه نهاد و از همان ابتدای نوجوانی در حالی که بیش از 15 سال نداشت، از برکت هوش سرشار و طینت پاکش، راه اسلام و راه آیتالله کاشانی را انتخاب کرد.
او در شرایطی قدم در راه آیت الله کاشانی گذاشت که سختترین حملات و دشنامها و تهمتها هنوز نثار این پیشوای مجاهد مظلوم میشد؛ ولی آیت از روز اول راه صحیح را انتخاب کرد و در دام گروههای وابسته به مصدق نیفتاد. او خود در این رابطه گفت: «من از همان سالهای 1332 که روزنامه شورش به عنوان ارگان تبلیغاتی استعمارگران و به عنوان بزرگترین مدافع مصدق، سنگین ترین اتهامات و فحش های رکیک را به آیت الله کاشانی میداد، به مظلومیت این شخصیت مجاهد اسلامی پی بردم و راه او را به عنوان راه اسلام و آزادی تشخیص دادم.»
شهید آیت هنگام تحصیل در دانشگاه نیز روابط خود را با مکتب آیت الله کاشانی تحکیم کرد و در هر مناسبتی برای دیدار ایشان به منزل و مسجد که به شدت مورد سانسور هیئت حاکمه و کنترل شدید پلیس بود، رفت و آمد میکرد.
*-پیوستن به امام خمینی (ره)
با درگذشت آیت الله کاشانی در اسفند سال 1340، صحنه مبارزه اسلامی خالی شد و یک دوران فترت پیش آمد. در این هنگام عملاً دو گروه در صحنه سیاسی وجود داشتند: یکی گروه جبهه ملی و پیروان مصدق بود که نهضت آزادی برای پاسخگویی به شرایط جدید از درون آنها برخاسته بود و دیگری تشکیلات حزب زحمتکشان و دکتر بقایی، حائری زاده و مکی، نمایندگان اقلیت دوره پانزدهم مجلس که بنام آیت الله کاشانی مبارزه میکردند. شهید آیت به مبارزه خود در کنار گروه دوم ادامه داد؛ ولی دیری نپایید که حضرت امام خمینی (ره) پرچم مبارزه ضدرژیم شاه و ابرقدرتهای شرق و غرب را به دوش گرفت. با ظهور امام خمینی (ره) در صحنه مبارزه اسلامی میهمن مان، پیروان آیت الله کاشانی یعنی همان افرادی که از سالهای شهریور 1320 مبارزه را در خط آیت الله کاشانی شروع کرده بودند نیز به نهضت امام خمینی (ره) پیوستند.
به هر حال شهید آیت از اولین کسانی بود که به امام خمینی (ره) پیوست و با تمام وجود، خود را در خط مبارزه امام (ره) قرار داد و در تابستان سال 1342 در ارتباط با چاپ و پخش اعلامیههایی در این رابطه در خیابان پامنار از طرف ساواک دستگیر و زندانی گردید.
*-ایجاد سازمان سیاسی مخفی در راستای خط امام (ره)
شهید آیت از همان ابتدای حرکت امام خمینی (ره) و در جریانات قیام 15 خرداد با تمام قوا خود را در خط امام (ره) قرار داد و بخصوص با استفاده از امکاناتی که داشت، با تشریح اهمیت نقش روحانیت مجاهد در تاریخ، هر چه بیشتر مردم را به حقانیت راه امام (ره) تشویق کرد.
از آنجا که شهید آیت امید خود را به کلی از گروههای سیاسی موجود از دست داده بود، نسبت به ایجاد یک گروه سیاسی مخفی اقدام کرد و از این طریق توانست بسیاری از افراد شایسته همچون شهید محمد منتظری، شهید سردار سرلشکر یوسف کلاهدوز و شهید سرتیپ سید موسی نامجو را در راستای خط امام خمینی (ره) و آرمانهای ایشان گردآورد. این گروه فعال توانست در جریان انقلاب خدمات ارزندهای را به انقلاب اسلامی ایران بنماید.
سید حسن آیت پیرامون این سازمان سیاسی - نظامی که با یاری همرزمانش در سال 1345 پایه ریزی کرد، چنین نوشت: «این تشکیلات اصل را بر ایجاد حکومت و نظام اسلامی، ابتدا در ایران و سپس در سطح جهانی گذاشت و معتقد بود که تنها با تکیه بر این فکر و ایده، یعنی جهان شمول شدن اسلام است که میتوان مردم مسلمان کشورهای عقب نگهداشته شده را بسیج کرد.»
در مرامنامه این سازمان آمده است: «اسلام کاملترین دین و پاسخگوی کلیه احتیاجات انسانی در هر زمان و مکان بوده و بهترین تضمین برای صیانت از ارزشهای مادی و معنوی بشریت است.» و در اصلی از آن آمده است: «بدون در دست گرفتن قدرت سیاسی، امکان استقرار حق و عدالت ممکن نیست و در دست گرفتن این قدرت در جوامعی که تحت سلطه دیکتاتوریست، جز از طریق زور و انقلاب میسر نیست.»
از تاکتیکهای این سازمان، نفوذ مخفیانه در ارگانهای حساس رژیم سابق، بالاخص ارتش و گارد جاویدان و ایجاد شاخههای مخفی بوده است، به طوری که در جریان انقلاب این شاخهها کمک بسیار مؤثری به پیروزی انقلاب نمودند. تربیت افراد جهت در دست گرفتن امور حکومتی از خدمات دیگر این تشکیلات بوده است.
*-ادامه مبارزه در سنگر تدریس
شهید آیت در طول سالهای بعد از 15 خرداد سال 1342 به تدریس اشتغال داشت و چون موضوع درسهای او عموماً جامعه شناسی و مسائل اجتماعی بود، توانست ذهن دانشجویان خود را بیدار و آنان را در مسیر مبارزه به حرکت درآورد.
او که دارای مطالعات بسیار عمیق و گسترده ای در رشته جامعهشناسی سیاسی بود، در مدرسه عالی قضایی قم، مدرسه عالی لاهیجان، دانشکده علم و صنعت و مدرسه عالی اراک به تدریس جامعه شناسی پرداخت. در غالب کلاسهای او دانشجویان با استفاده از نوار ضبط صوت درسهایش را منتشر میساختند؛ در همین رابطه شهید آیت چند بار در قم از طرف ساواک احضار شد و بازجوییهای مفصلی از او به عمل آمد.
وی بعلاوه، در حوزه علمیه قم در کلاسهای متعددی که از طرف طلاب حوزه تشکیل میشد، به تدریس جامعه شناسی و تاریخ نهضت اسلامی ایران پرداخت و عده کثیری از طلاب حوزه علمیه قم همیشه در جلسات علنی و مخفی تدریس او حاضر میشدند.
*-افشاگریهای ارزنده در کمک به انقلاب
با اوجگیری مبارزه ملت مسلمان ایران در مقابل نظام استکبار، شهید آیت یکی از اولین کسانی بود که با سخنرانیهای خود در مساجد و دانشگاهها و ادارات دولتی به گسترش دامنه مبارزه با رژیم پرداخت و با حضور خود در این اجتماعات، نقش بسیار سازنده و فعالی در بالا بردن سطح اطلاعات تودههای مردم ایفا کرد.
او از همان روزهای شروع انقلاب و در شرایطی که دستگاههای تبلیغاتی غرب درصدد برپا کردن جبهه ملی جدید بودند، به مقابله با این عوامل شناخته شده پرداخت و با اطلاعات و شناخت وسیعی که از پرونده رهبران جبهه ملی داشت، افشاگریهای ارزندهای درباره آنها نمود. وی علیرغم تمام امیدهایی که عوامل استعمار غرب به این گروهک خطرناک بسته بودند، توانست نقش حقیقی آنان را به ملت انقلابی ما معرفی کند. نقش شهید آیت در افشای خط وابسته به آمریکا و انگلیس نقش مهمی بود.
*-دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، شهید آیت با کوله باری از تجربه سیاسی و سازماندهی نیروها در برپایی حزب جمهوری اسلامی نقش به سزایی ایفا کرد. وی به همراه شهید بهشتی و سایر همرزمان، از مؤسسین حزب جمهوری اسلامی و عضو شورای مرکزی این حزب بود و از همان ابتدا به عنوان دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد.
شهید آیت از برکت معلومات وسیع خود نقش فعال و باارزشی در حزب جمهوری اسلامی ایفا کرد و تمام وقت در خدمت حزب و هدفهای باارزش انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت. او به علت دوراندیشی خاصی که داشت، در مواقع ضروری پیشنهادهای جامع و راهگشایی جهت بررسی و اخذ تصمیمات مناسب به شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ارائه می کرد.
مصاحبه شهید آیت پیرامون ضرورت حزب جمهوری اسلامی
شهید آیت در مصاحبهای با روزنامه کیهان در 17 دی ماه 1358، به ضرورت تشکیل حزب به عنوان سازمانی متشکل از افراد که بهتر از افراد به صورت متفرقه می توانند کارها را انجام دهند اشاره کرد و در مورد نقش و مسئولیت حزب در رابطه با انقلاب اسلامی اظهار داشت:
«قبل از انقلاب هم به صورت احزاب بدون اسم و رسم متشکل بودیم و مخفی کار میکردیم که هر دسته یا حزب، شاخه سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک داشت. هر حزب میتوانست دولتی تشکیل دهد و از نظر افراد هم کاملاً غنی بود و به آن صورت هم که میگویند قحطالرجال است، صحت ندارد؛ زیرا این به اصطلاح رجال حتماً نباید از 50 سال بیشتر داشته باشند، تا مثلاً بتوانند وزیر شوند، ما بیشتر معتقد به استفاده از نیروهای جوان هستیم.
چه اشکال دارد مثلاً یک جوان 25 یا 30 ساله وزیر شود، البته ممکن است تجربه کمتری داشته باشد ولی صداقتش 100 برابر بیشتر است و این برای ما بیشتر ارزش دارد؛ زیرا همین افراد انقلاب کردهاند و همینها می توانند آن را به پیش ببرند، همانطور که در اشغال سفارت آمریکا شاهد آن بودیم و ما میخواهم توسط تشکیلات حزبی چنین نیروهای ناشناخته را جذب کنیم و بکار گیریم.
بعد از انقلاب تمام گروههای مخفی ما به صورت یک حزب واحد شروع به فعالیت علنی کرد و بیشتر سعی کرد که روی خط امام حرکت کند و ترجیح داد با مردم باشد تا با روشنفکران. البته نه اینکه با روشنفکران قطع رابطه کند ولی بیشتر به رأی مردم که اکثریت بودند، عمل میکرد و مردم هم از این مسئله استقبال کردند.»
*-شهید آیت خواهان افشای اسناد لانه جاسوسی
شهید آیت، به دنبال افشاگریها و بیان نقطه نظرات سازنده و هشداردهنده خود در نطقهای انتخاباتی رادیو تلویزیونیاش، در نامهای به وزارت کشور خواستار 15 روز تأخیر انتخابات میگردد و در این نامه به تبلیغات بسیار غلط بعضی از نامزدها اعتراض میکند و خواستار روشن شدن میزان مخارج تبلیغات کاندیداها به عنوان بهترین محک تمیز افراد درست از نادرست و نیز افشای تمام اسناد جاسوسخانه در این رابطه میگردد.
*-آشکار شدن حقیقتی که دستاویز توطئه شد
از مهمترین قسمتهای نوار اول که بخش عمدهای از تبلیغات برای اثبات «توطئه کنار زدن رئیسجمهور قانونی» بر مبنای آن استوار بود، بخشی از نوار سانسور شده بود که شهید آیت در آن از «آماده بودن نقشه» برای «هجوم» سخن گفته بود، آن هم هجومی که بنیصدر در برابر آن توان «مقاومت» نخواهد داشت: «مطمئن باشید که نقشه آماده است و اصلاً زیر و رو میشود. تمام مسائل و غیر از مسائلی که شما فکر میکنید، میشود. بعد از 14 خرداد 1359، مطلقاً نه امتحانی [برگزار] خواهد شد، نه دانشگاهی باز خواهد بود. دانشگاهها تعطیل خواهد شد. [...] یک هجوم خیلی شدیدی، آغاز میشود و در حدی میشود که بنی صدر را به طور کلی فلج میکند ... حالا بگذارید ایشان [بنیصدر] هرچه بیشتر تاخت و تاز کند این بهتر است. اگر یکجا جلویش بایستی یکی از زرنگیهایش این است که خودش را زود هماهنگ میکند، فوری میپرد روی موج. [...] برنامهای داریم که بابای بنیصدر هم نمیتواند مقاومت کند. این دفعه مثل دفعه قبل نمیتواند مقاومت کند. مسئله مهم الآن امام است، یک کلام بگوید. [...] به زودی موج عوض میشود. به بچهها بگویید و (منظور دانشجویان انجمن اسلامی که در تبریز دانشگاه را در اشغال خود دارند) که قرص و محکم باشند و ترس نداشته باشند. تصمیمی گرفته شده لا یتغیّر، تغییرناپذیر است...»
گرچه این قسمت سخنان شهید آیت، سانسور و تحریف شده است و تا حدی با اصل محتوای بیان شده متفاوت است؛ ولی با رجوع به همین سخنان هم مشخص است که سخنان راجع به طرح شورای انقلاب در باب تعطیلی دانشگاهها و حمایت امام (ره) از انقلاب فرهنگی و تصفیه اساتید و دانشجویان ضد انقلابی است، نه چیز دیگر. ولی در هر حال چنین وانمود میشد (و با مصاحبهها و مقالات متعدد از کسانی که اتفاقاً جزو خواص هم محسوب میشدند ولی بصیرت نداشتند، پررنگ هم میشد) که شهید آیت «توطئهای» برای «فلج کردن دولت بنی صدر» دارد.
*-جنجالیترین اعتبارنامه مجلس
اعتبارنامه شهید آیت در مجلس اول از جمله معروفترین و جنجالیترین اعتبارنامههای ادوار مجلس است. احمد سلامتیان، نماینده مردم اصفهان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، با استناد به حضور دکتر حسن آیت در کرسی بحث آزاد دانشجویان که در سال 1340 روزنامه اطلاعات راه انداخته بود به وی اتهام اشتهار به فساد سیاسی زده بود. سلامتیان اتهام فساد اخلاقی را هم در مورد دکتر آیت مطرح کرده بود و استناد او به پروندهای در مدرسه پروین اعتصامی دامغان بود که بعدها هم مشخص شد آن پرونده ساخته و پرداخته ساواک بوده است.
به هر حال مخالفت سلامتیان با آیت شاید بیش از هر چیز از آن جهت بود که آیت بنیصدر را به خوبی میشناخت؛ زیرا وی در دوران دانشجویی در رشته جامعه شناسی (در مقطع کارشناسی ارشد) با ابوالحسن بنیصدر همکلاس بود و ریشههای فکری او را به خوبی میشناخت.
دفاعیات آیت در مجلس شورای اسلامی
پرونده شهید آیت در کمیسیون تحقیق که ریاست آن را آیتالله خلخالی بر عهده داشت بررسی شد و سرانجام حسن آیت 2 مرداد ماه سال 1359 در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی به دفاع از خود پرداخت.
دکتر حسن آیت در ابتدای سخنان خود با اشاره به مخالفت سلامتیان با اعتبارنامهاش اظهار داشت: «روزی که احمد سلامتیان به اعتبارنامه من اعتراض کردند بسیاری در داخل مجلس خندیدند؛ ولی تعجب نکردم، خوشحال شدم برای اینکه به مصداق تعرف الاشیاء با ضدادها من به ضدم شناخته میشدم. کسی که خواهیم دید در جبهه ملی دوم با شاهپور بختیار و خسرو قشقایی چه در خارج و چه در داخل همکاری داشته است، کسی که در جبهه ملی چهارم در سال 1357، آن جبهه ملی که امام اخیراً به حدی ناراحت بودند که فرمودند بروند گم شوند؛ هم سخنگو بود و هم معاون و کسی که الآن دفتر به اصطلاح هماهنگی رئیسجمهوری و مردم را تشکیل داده و سنجش افکار این دفتر اعلام کرده است که امام خمینی در بین مردم 48 درصد طرفدار دارد و دیگری 68 درصد.»
در ادامه آیتالله خلخالی به سخنان آیت اعتراض کرد و خواستار ارائه سند از وی شد، آیت که تلاش داشت اسناد و سخنان خود را ارائه دهد با اعتراض مجدد خلخالی مواجه شد، در این زمان آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس جلسه به شدت به خلخالی اعتراض کرد و گفت: «من احساس میکنم آقای خلخالی و برادرانشان تصمیم گرفتهاند مجلس را به هم بزنند و من این مجلس را قاطع اداره میکنم و اخلال را به هیچگونه تحمل نمیکنم من احساس میکنم موقعیت مجلس حساس است هرکس هر تذکری دارد به وسیله یادداشت بدهد به من. آنهایی را که مصلحت باشد میخوانم و هیچ بداخلاقی را تحمل نمیکنم، به هر قیمت تمام بشود.»
آیت در ادامه به سنجش افکار عمومی نهاد ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: «سنجش افکاری که اعلام کرده بود مسعود رجوی نماینده اول تا سوم تهران خواهد شد چنین فردی با من مخالفت کرده است و این باعث افتخار من است.»
تحریف نوار، توطئه بنی صدر علیه خود
وی در ادامه به غائله موسوم به نوار اشاره کرد و گفت: «آن روز که اینها آن نوار را با تحریف و با حذف بسیاری از آن که استخراج شدهاش اینجا هست در روزنامهها منتشر کردند من موضوع را تشبیه کردم به جریان سینما رکس آبادان که شاه به وجود آورد که مذهبیها را بکوبد ولی مشتی شد بر مغز خودشان و اینها هم این را به وجود آوردند که حزب جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را بکوبند ولی خواهیم دید که چه خواهد شد و تا به حال چه شده است.»
مبارزه در دانشگاه
آیت در ادامه به بررسی اظهارات سلامتیان در مورد عملکرد وی در جریانات دانشجویی سال 1340 پرداخت و گفت: «سلامتیان فرمودند که آیت در روزهای 16 آذر سر کلاس میرفته و به دانشجویانی که سر کلاس نمیرفتهاند برای آنها غایب میگذاشته است. این شماره اطلاعات سه شنبه 14 آذر 1340 است توجه کنید 19 سال پیش از قول من بالای آن تیتر هست، حالا من فرصت ندارم جزئیات مسئله را بگویم فقط قسمتی از آن را میخوانم. شروع صحبت من این است. در آن روزنامه نوشته است. آقای آیت دانشجوی رشته فوق لیسانس علوم اجتماعی اظهار داشت: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا» چند روز دیگر روز 16 آذر است. چند سال پیش در چنین ایامی به دستور دولت سپهبد زاهدی به منظور تجدید رابطه ننگین و اسارت آور با انگلستان 3 تن از رزمندگان راه راستی و آزادی را در صحن مقدس دانشگاه به ضرب گلوله از پای درآوردند. مبارزات من در دانشگاه البته مشهور است و میدانند. آنهایی که این مسائل را میشنوند چه استاد و چه دانشجو میخندند. چون دیدهاند که شدیدترین حملات را به دستگاه، من میکردهام و بارها به خاطر این به سازمان امنیت احضار شدهام و در پرونده ساواک منعکس است.»
وی در ادامه به این اتهام پاسخ گفت: «آیت در کرسیهای آزاد به وطنپرستها از جمله اللهیار صالح حمله میکرد. اللهیار صالح برای حضور مردم در مراسم جشن تولد ولیعهد اعلامیه میداده است و حال این فرد چگونه میتواند وطنپرست و انقلابی باشد؟»
توطئه نوار، توطئه ای به دست سیا و موساد
وی در ادامه به موضوع نوار پرداخته و اظهار داشت: «من گفته بودم رئیسجمهور باید تا 4 سال حفظ شود، رئیسجمهور را نباید از چارچوب قانون گذاشت تجاوز کند. گفتم ما باید 270 نفر نماینده تربیت کنیم. سفیر تربیت بکنیم تا در آینده بتوانیم انقلاب اسلامی را اداره کنیم، 270 نماینده یعنی از طریق چی؟ از طریق قانونی. اصل مطلب را که چون استخراج کردند و من خواندم اصلاً زمین تا آسمان با این چیزی که در این روزنامه منتشر شده فرق میکند. این روزنامه و این مطلب را من به شما صریحاً بگویم یک عدهای متخصص نشستهاند و تنظیم کردهاند که قطعاً همهشان هم ایرانی نبودهاند! سیا و موساد نشستهاند. چون از یک کاه کوه ساختن خیلی مهم است.»
نوار، دلیلی برای اجرای چند توطئه کثیف
شهید آیت گفت: «توطئه را دفتر هماهنگی ریاست جمهوری و جنبش مجاهدین خلق علیه حزب جمهوری اسلامی و یکی از افرادی که در آن خط بوده ترتیب دادند. شخصی که پیش من آمد و با دسیسه قبلی آمد و ضبط صوت هم توی جیبش بود، شخصی است اهل محلات بنام عزتالله کفایتی. این قبل از انقلاب هم پیش من آمده بود. منتها آن موقع ساواک بود و ما احتیاط میکردیم و نمیگفتیم که کاری داریم ... بعد از انقلاب هم یک روز آمد و گفت ما میتوانیم رجوی را بکشیم تو چه میگویی؟ گفتم که خیر، رجوی قابلیت کشته شدن را ندارد و ما هم نمیخواهیم کشته شود. ما باید مردم را تبلیغ کنیم، چون دید آن جواب را دادم گفت موسی خیابانی در تبریز رأی میآورد اجازه میدهید ما برویم در تبریز تقلب کنیم. گفتم که خیر ما تقلب هم نمیخواهیم، شما نگذارید او انتخاب شود.
یادتان هست که (بنی صدر) در تلویزیون گفت برای ما یک توطئه چیدهاند برای 14 خرداد گفت و همه هم شنیدند باید بالأخره برای این توطئه یک دلیلی بیاورند چه بهتر از دلیل نواری از آیت و یک نوار از ایشان و چند نوار از جاهای دیگر؛ اما چند تا توطئه کثیف دیگری هم انجام شده است. یکی تفتیش عقاید است، واترگیت نیکسون به مراتب از این کوچکتر بود ولی نیکسون را ساقط کرد آنها در یک سالن ضبط صوت کار گذاشته بودند؛ ولی میدانید آدم توی خانه چه جور حرف میزند، توی جلسه خصوصی چه جور حرف میزند، توی جلسه عمومی چه جور حرف میزند، من حرف ناحقی نزدم ولی آن کار زشت است. قانون اساسی تفتیش عقاید، استراق سمع و تمام اینها را ممنوع کرده است ... کجای دنیا اجازه میدهند که یک روزنامه یک نوار تحریف شده و مونتاژ شده منتشر کند.»
تأیید اعتبارنامه آیت در مجلس شورای اسلامی
ضد انقلاب و ساده اندیشان امیدوار بودند که با رد اعتبار نامه شهید آیت، از راهیابی او به مجلس، با وجود اینکه 64 درصد از آرا مردم تهران را از آن خود کرده بود، خودداری شود، ولی این توطئه شکست خورد و اعتبارنامه آن شهید با 114 رأی موافق، 30 رأی مخالف و 26 رأی ممتنع در نشست جنجالی دوم مرداد 1359 به تصویب رسید؛ با چنین شرایطی شهید آیت پرخروشتر از گذشته، به افشای جریانهای ضد انقلابی، منافقان و فتنه گران در مجلس اول شورای اسلامی پرداخت.
*-مواضع شهید آیت در قبال میرحسین موسوی
شهید سید حسن آیت را زمانی که در قید حیات دنیایی بود، بیش از آنکه به عنوان دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و یا حتی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بشناسند، به مخالفتهایش با جبهه ملی و نهضت آزادی و علیالخصوص رئیس جمهور وقت، بنیصدر میشناختند؛ اما شهید آیت یک نقطه مقابل دیگر نیز داشت و آن فردی بود که تا 8 سال پس از شهادت آیت نخست وزیر کشور بود و محبوبیتی کسب نمود که سرپوشی بر افشاگریهای آیت علیه وی گشت.
با عیان شدن انحراف میرحسین موسوی پس از انتخابات سال 88 نام آیت پس از 28 سال بایکوت کامل، بار دیگر بر سر زبانها افتاد؛ اما به راستی مخالفت شهید آیت با موسوی بر چه اصولی استوار بود و از چه نقطهای آغاز گشت؟
مخالفت با حضور موسوی در بدنه ارشد حزب جمهوری اسلامی
شهید آیت بارها در جلسات حزب، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را التقاطی معرفی کرد و مخالف حضور موسوی در بدنه ارشد حزب جمهوری اسلامی بود. شهید آیت تشکلهایی همچون جبهه ملی، نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق را حلقههای پی در پی یک زنجیر میدانست و تشکیلاتی مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم که حبیب الله پیمان رئیس آن بود، در چارچوب این جریان ارزیابی میکرد.
از آنجا که میرحسین موسوی و همسرش قبل از پیروزی انقلاب اسلامی عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند، شهید آیت این دو نفر را کماکان شیفته این جریان و سلسله میدانست.
میرحسین یک انقلابی قلابی است.
شهید آیت معتقد بود که استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود میآورد و از این رو میرحسین را یک انقلابی قلابی میدانست که برای انحراف جریان اصیل در میان آن قرار گرفته است. یکی از نقاط اختلاف شهید آیت و مهندس موسوی، طرفداری جدی او از دکتر مصدق بود، به گونهای که تا قبل از فاجعه 7 تیر که مهندس موسوی سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی را برعهده داشت، بسیاری از صفحات این روزنامه به طرفداری از دکتر مصدق اختصاص مییافت.
چنین مشی و رفتاری سبب تشدید اختلاف میان آیت و موسوی شد. تا آنجا که زمانی که موسوی ناگزیر به درج مقاله شهید آیت علیه مصدق شد نیز بر آن مقدمه ای افزود و تذکر داد که این دیدگاه شخصی نگارنده است.
موسوی در نهایت به خط آمریکا می رسد.
انتقادات شهید آیت زمانی اوج گرفت که فراتر از حزب جمهوری اسلامی، اعطای پستهای کلیدی کشوری به میرحسین موسوی مطرح گردید. بادامچیان عضو وقت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، در این خصوص گفت: «شهید آیت در جلسه شب 7 تیر، جلسه قبل از غروب شورای مرکزی حزب و ساعاتی قبل از انفجار، وقتی حرف وزارت خارجه آقای موسوی مطرح شد، گفت: "من حتماً مخالفت میکنم و حتماً در مجلس علیه او صحبت خواهم کرد." طبعاً دوستان آقای موسوی برآشفتند و با تندی با او برخورد کردند. دوستان دکتر آیت هم به پشتیبانی از آقای آیت مطالب مختلفی را بیان کردند. بالاخره مرحوم شهید بهشتی قصد کردند در این زمینه نظر و رأی شورای مرکزی را بگیرند. چون مطرح شده بود باید مخالف و موافق صحبت میکردند.
شهید آیت گفت: «اگر شورای مرکزی هم به وزیر خارجه شدن ایشان رأی بدهد، من قطعاً مخالفت خواهم کرد.» آنها هیاهو کردند که این رأی تشکیلاتی است و باید آقای آیت که عضو شورای مرکزی است این تبعیت تشکیلاتی را داشته باشد. آقای آیت به صراحت گفت: «من آقای مهندس موسوی را شاگرد پیمان میدانم و خط پیمان خط آمریکاست و آقای موسوی در نهایت به خط آمریکا میرسد. فلذا من وظیفه شرعی و الهی میدانم که به هر نحوی شده است با ایشان مخالفت کنم. ولو اینکه ایشان رأی بیاورد. من باید وظیفهام را انجام بدهم تا در تاریخ بماند. در اینجا وظیفه من گفتن است.»
بعضی از دوستان می گفتند باید تصمیم بگیریم تا ایشان را به دلیل این موضع اخراج کنیم. قرار شد فعلاً این بحث بگذرد تا بعد با آقای آیت صحبت شود؛ حتی من که خود نیز در آن جلسه به آقای موسوی رأی ندادم، به او گفتم آقای آیت وقتی که شورا و حزب نظر میدهد، شما حداقل میتوانید به احترام نظر جمع سکوت کنید و چیزی نگویید. ایشان گفت: «نه. من قطعاً معتقدم که اینجا جای سکوت نیست و وظیفه من اظهار حقایق است.»
موسوی جزو حلقه حبیب الله پیمان است.
شهید آیت همچنین در جای دیگری گفته بود: «درست است که این آقا [موسوی] عضو حزب جمهوری اسلامی است اما در عین حال افکارش، افکاری که در خط ولایت باشد، نیست بلکه به عمل گرایی فردی تمایل دارد و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیب الله پیمان است و در چنین مواردی خودش و همسرش مقابل مجلس خبرگان قانون اساسی میایستند. بنابراین، این دو نفر به احتمال قوی در مسیری خواهند رفت که در آینده اگر خودشان را اصلاح نکنند، جلوی نظام هم میایستند.»
سرانجام آیت به این وظیفه نیز عمل کرد و در جلسه رأی گیری موسوی در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 14 تیر 1360؛ یک هفته بعد از انفجار 7 تیر به مخالفت با موسوی پرداخت؛ اما به واسطه شرایط خاص کشور، سخنانش را بسیار کوتاه بیان نمود. سرانجام سخن او شنیده نشد و موسوی از مجلس رأی آورد.
خاطرات هاشمی رفسنجانی از روز 14 تیر 1360
هاشمی در بیان خاطرات روز 14 تیر 1360 نوشت: «جلسه علنی داشتیم. معرفی وزیر خارجه مطرح بود که تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه شد. از اول کار، آقای رجایی ایشان را معرفی کرده بود. بنی صدر قبول نمیکرد. آقایان آیت و احمد کاشانی مخالفت کردند و عکسالعمل بدی داشت؛ مخصوصاً از آقای آیت که عضو شورای مرکزی حزب است.
پس از مخالفت اولیه شهید آیت با وزارت امورخارجه موسوی، هاشمی رفسنجانی بشدت به آیت اعتراض کرد که این مسئله سبب قهر شهید آیت از جلسات شورای مرکزی حزب شد؛ اما پیش از آنکه موسوی فرصت یابد تا در کابینه رجایی حضور یابد، نخست وزیر جدید انتخاب گردید و لازم شد بار دیگر و این بار در کابینه شهید باهنر از مجلس کسب رأی نماید که این امر در روز 14 مرداد 1360 رخ داد.»
امروز باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود.
اسرافیلیان که از نزدیکان و دوستان پرسابقه شهید آیت بوده است، در مصاحبهای در این خصوص گفت: «شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز در مجلس غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش اظهار داشت: «من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت: امروز (چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم.»



